خسته بودنم...

اشکام...

دل پرم...

گله هام....

غمام...

لبخندام...

بدبختیام..

خوشبختیام...

احساسم....

....

واسه هیشکی اهمیت نداشت...

همه بهم زور گفتن توی دنیای واقعی...

باشه دیگه..من   عادت    کردم

عادت کردم به تحریم بودن

به فرمانبردار بودن

به زور گفتن بقیه بهم

شما هم زور بگین...

راحت باشین..

این آدم دیگه دلی نداره که بخواد بشکنه..

راحت باشین

راحت راحت...



+من اینجا مینوشتم چون هیچوقت حق حرف زدن نداشتم...اینجا مینوشتم چون خسته شده بودم از گریه های خفم..از دل پردردم...

اما باشه..زور بگین...دیگه نمینویسم..از خودم نمینویسم..از دل پردردم نمینویسم...خفه میشم توی خودم و دم نمیزنم...بازم تحریم...بازم زور...عادت کردم...ولی از دنیای مجازی چنین انتظاری نداشتم...فقط همین....




++متاسفم اگه خستتون کردم....اما من معتقدم..کار سختی نیست آن فالو کردن...راحت باشین...

کسی شما رو مجبور نکرده پس----> راحت باشین....



+++ماندن پا نمیخواهد دل میخواهد..

اما اینبار با پا میمانم...